زندگی زیباست...

 

اینقدر دوستش دارم که حد و حساب نداره...

اینقدر دوستم داره که حد و حساب نداره...

حالا که تازه تصمیم (تصمیم فقط) گرفتیم صاحب نی نی بشیم چقدر بیشتر دوستم داره. انگار که مامان شدم.

من یه راز بزرگ رو تو این مدت کوتاه زندگی مشترک فهمیدم: تا عشق ندی عشق نمی گیری. من اون اوایل خیلی شدیدا خودخواه بودم و قهر قهرو. اونم صبور. تا اینکه از برنامه گنج حضور شنیدم که می گفت اگه می خوای شاد باشی خب شاد باش. دنبال بهانه نباش. کلا حرفای زیادی راجع به همسرداری لابلای حرفای اصلیش که عرفانیه زد که همش می گفت قضاوت نکنین و نورافکن رو روی خودتون بندازین و نه اطرافیانتون. دیگه نمی دونم از کجا اینو یاد گرفتم که باید قبل از اینکه یکی عاشقت باشه باید خودت عاشقش باشی. اگه عشق می خوای باید عشق بدی.

منم اینو تو زندگی خودم پیاده کردم و تا تونستم بهش عشق دادم. عاشق ترش کردم. البته تو این کارم هیچ فیلم و نقشی بازی نکردم ها. دیدگاهم رو هم عوض کردم و تصمیم گرفتم اینقدر بدبین و منفی باف نباشم و بی قید و شرط دوستش داشته باشم.

چه تهمت ها که تو ماههای اول بهش نزدم و خم به ابرو نیاورد. ولی خدا کمکم کرد که بذارم کنار و زندگی کنم.

حالا خوشبختم باهاش. دوستش دارم هر روز بیشتر دوستم داره هر لحظه بیشتر. عمیق عمیق....

/ 7 نظر / 4 بازدید
رها

خیلی وبلاگ قشنگی داری[گل]

پیراشکی عشق

مبارکه! تو بانو هستی؟ وبلاگ قبلی رو دیگه نمینویسی؟!

پیراشکی عشق

مبارکه! تو بانو هستی؟ وبلاگ قبلی رو دیگه نمینویسی؟!

نگین

راست میگی تجربه اش کردم منم اوایل ازدواج 7 سال پیش خود خواه نبودم اما بلدم نبودم عاشقانه باشم تا اینکه همسرم عاشقانه و خالصانه صبوری کرد و منم یاد گرفتم مرد خوب و وفادار گنجی از گنج های روزگار هستی سایه اش مستدام[قلب]