درهم برهم

 

** نماز صبح هام سر جاشونه

** خوشبختم باهاش... هیچوقت دلمو نمیشکنه و اگه بدونه این کارو ناخواسته کرده هرطور شده از دلم درمیاره. دیشب بعد از شام شال و کلاه کرده بودم که بریم پیاده روی که گفت پوشیدی؟؟؟ گفت آره دیگه . گفت قراره جایی بریم؟؟؟ منم چشام گرد شده بود. اینقدر ناراحت شدم که نگو. داشت ظرفشوییو درست می کرد و منم هی فکرای منفی می کردم و دلخور تر می شدم. مانتو رو درآوردم و خواستم شروع کنم به خوندن نماز مغرب که اومد و گفت درآوردی لباساتو؟ گفتم آره. نمی ریم . اونم اصرار.

آخرش گفت بریم حتما بریم. آخه تا صبح دیگه فکر می کنم که نبردمت بیرون. منم دلم نیومد ناراحتش کنم و بعد از نماز زودی حاضر شدم و یه پیاده روی خیلی عالی با هم رفتیم که خیلی خوش گذشت.

** امروز دوستم ش اومد خونه مون. بهش تلفنی گفته بودم که انگیزه کافی برای درس خوندن ندارم و دوست دارم یه نفر باشه که باهاش بخونم. اومد و گفت خودت به خودت انگیزه بده. با هم یه برنامه ریزی کردیم و قرار شد تا 4شنبه من برنامه خودم و اونم برنامه خودشو انجام بده و بعدش به هم گزارش بدیم.

** اون روز قلکمو با عشقم شکستیم (بریدیم) از بالا بریدش برام چون گفتم می خوام یه گلدون ازش درست بشه و بعدا توش گل بذارم. هرچی که توش بود رو دیروز با خواهرجان یه هدیه خوشگل برا همسری گرفتم. یه کیف چرم خوشگل. اصلا چه لزومی داره با مناسبت به کسی هدیه داد.

/ 2 نظر / 4 بازدید
ربابه

سلام یعنی دلم میخواد بغلت کنم یه ماچ گنده بکنمت... تو یادم دادی وبلاگ بزنم ..زدم و تاثیر داشت واقعا..دو صبحه نمازم قضا نشده ... بهم سر بزن تشویقم کن تنبلی نکنم.. modirekhodam.blogfa.com مدیر برنامه های خودمون هستیم...خخخخخ

ربابه

سلام یعنی دلم میخواد بغلت کنم یه ماچ گنده بکنمت... تو یادم دادی وبلاگ بزنم ..زدم و تاثیر داشت واقعا..دو صبحه نمازم قضا نشده ... بهم سر بزن تشویقم کن تنبلی نکنم.. modirekhodam.blogfa.com مدیر برنامه های خودمون هستیم...خخخخخ