می خواهم خداگونه باشم...
فهمیدم که برای رهایی از رنج باید خدا گونه شوم... این تصمیم از من نبود و از پروردگارم بود... من از او خواستم راه را نشانم دهد و او نیز به روشهای مختلف با نشان دادن برنامه های مختلف از تلویزیون مثل کانال ماهواره ای و سایت گنج حضور و کتابهای مختلف راهنمایم شد... 
نويسندگان
پيوندهای روزانه

 

*** ما زمانی با قدرت آفریننده خودمان کاملا همسان بوده ایم و حالا از ما خواسته شده است که به آن بازگردیم. بسیار مهم است که ما خودمان راغب هماهنگی با منشا و شناختن زبان او باشیم. وقتی پیامی به ما میرسد تمایل ما این است آنها را صرفا یک اتفاق تلقی نموده و نادیده می گیریم ولی باید بدانید که در جهان بی نهایت و وجود یک عقل کل که همه چیزها را لحظه به لحظه سامان می دهد چیزی به نام اتفاق نمی تواند وجود داشته باشد.

 

***در تنهایی دعا و راز و نیاز کنید. با سکوت آشتی کنید و به خود یادآورد شوید در سکوت و آرامش است که می توانید خالق خودرا به یاد اورید. تمام بدبختی های انسان از آنجا ناشی می شود که قادر نیست به تنهایی و آرام در اتاق خود بنشیند. زمانی که شما به بیزاری از سکوت غلبه می نمایید بر بسیاری از بدبختی ها نیز غلبه خواهید کرد زیرا در سکوت است که یاد خدا به ذهن شما وارد می شود.

[ چهارشنبه ٢٩ امرداد ۱۳٩۳ ] [ ٢:۱۱ ‎ب.ظ ] [ خداگونه ] [ نظرات () ]

 

رام داس در یکی از سخنرانی هایش می گفت: " من قاطعانه به این نتیجه رسیده ام که "دیگران" وجود ندارند.به من نمی توانید بگویید که از چه کسی متنفر باشم با چه کسی بستیزم و یا چه کسی را تحت کنترل در آورم. من فقط " ما" می بینم."

ما باید خودمونو از انسانهای دیگه جدا نبینیم و همه رو دوست داشته باشیم مثل خدا که همه مونو دوست داره حتی بدترین ها از نظر ما.

[ یکشنبه ٢٦ امرداد ۱۳٩۳ ] [ ۱۱:۱٧ ‎ق.ظ ] [ خداگونه ] [ نظرات () ]

 

 نقشه کشیدن برای تلافی کردن کارهای کسانی که ما فکر می کنیم موجب نارضایتی ما بوده اند آرامش را از ما می گیرد. این مکالمات خیالی در ذهن ما را از خدا دور می کنند. مثلا " اول به او چنین می گویم. بعد او چنان می گوید... این بار با جواب تازه حالشو می گیرم. باید قبول کند حق با منه.... " این مکالمه می تواند تمام روز و شب در ذهن شما ادامه یابد. ما این جنگ درونی را بارها تکرار می کنیم. ذهن ستیزه گر نمی تواند به خاطر آورد که یک زمان در جایی با آرامش الهی زندگی می کرده است.افکار ستیزه جویانه را با افکار صلح آمیز و آرامش بخش و همدلانه معاوضه کنید. ذهن خود را فضایی آکنده از صلح و آرامش بسازید.

این میدان جنگ را در ذهن خود تعطیل کنید و با تمرین سعی کنید به هنگام شروع این مکالمات کلمه "خاموش" را روی ذهن خود حک کنید تا به این ترتیب وارد ستیزه های بیهوده در ذهن نشوید. بعد از مدتی تمرین در حیطه آرامش و هدایت الهی قرار می گیرید که پاداش این کار است.

 

 

[ شنبه ۱۱ امرداد ۱۳٩۳ ] [ ٩:٥٠ ‎ق.ظ ] [ خداگونه ] [ نظرات () ]

 

 قسمتهایی از کتاب الهام:

زمانی که ذهن ما با مکالمه های بی وقفه و شلوغ پر می شود، امکان حضور روح کل را از بین می بریم. صحبت های بی وقفه ما را به دنیای مادی دلبسته می کند و باعث ایجاد اضطراب،فشار روحی،ترس و نگرانی و بسیاری از عکس العملهای احساسی می گردد که مسلما ما را از خداشناسی باز می دارد.

ذهن ساکت فضایی را در درون ما فراهم می نماید تا بتوانیم نزدیکی و حس قرابت با روح را تجربه کنیم. زمانی که می خواهیم با خداوند ارتباط برقرار کنیم باید عواملی را که مانع تمرکز ما می شوند به حداقل برسانیم. در طبیعت بودن و دور بودن از سروصداهای مصنوعی که ما را در بر گرفته اند کمک زیادی در این زمینه به ما خواهد کرد. ولی مهم ترین چیزی که باید در نظر بگیریم این است که ذهن خود را از گیجی، سردرگمی و جولان افکاری که از صبح تا شب و حتی در حالت خواب در آن جریان دارند آزاد نگاه داریم.

 

[ چهارشنبه ۱ امرداد ۱۳٩۳ ] [ ٤:٠٥ ‎ب.ظ ] [ خداگونه ] [ نظرات () ]

 

زمانی که با خدا ارتباط برقرار می کنید با آگاهی به این مطلب که او در نزد شما حاضر است و صدای شما را می شنود و آماده است همراه شما وارد عمل شود این کار را انجام دهید.

[ یکشنبه ٢٢ تیر ۱۳٩۳ ] [ ۱٢:٤۸ ‎ب.ظ ] [ خداگونه ] [ نظرات () ]

 

خدا همیشه حضور داره ولی ما بهش اجازه نمیدیم کارامونو ردیف کنه. با تکروی و احساس بزرگی و بی نیازی به منشأ مثلا میخوایم خودمون همه کارامونو بیش ببریم. ادعامون میشه که همه راه و چاهو بلدیم. فکر میکنیم خدا مال روزای سختی و بدبختیه... فقط وقتی گرفتار میشیم طرفش میریم غافل از اینکه اگه هر لحظه حسش کنیم و آروم و درونی باهاش ارتباط برقرار کنیم و باهاش حرف بزنیم دچار هیچ مشکلی نمیشیم...

اگه از اعماق وجود بهش ایمان بیاریم و فقط به خودش تکیه کنیم اون ده برابر جلو میاد... قربونش برم خودش تو قرآنش گفته....

[ پنجشنبه ۱٩ تیر ۱۳٩۳ ] [ ۱٠:٢٩ ‎ب.ظ ] [ خداگونه ] [ نظرات () ]

من لزومی نمی بینم هر شخص و هر چیزی را که با آن مواجه میشوم و یا درباره اش مطلبی میخوانم تغییر دهم. هر زمان که وسوسه میشوم این کار را انجام دهم مچ خود را میگیرم و به خود یادآوری میکنم که باید خداگونه رفتار کنم.

من در آن لحظه با تغییر انرژی در درون خود معنوی تر رفتار مینمایم.

[ دوشنبه ۱٦ تیر ۱۳٩۳ ] [ ٧:٢٦ ‎ب.ظ ] [ خداگونه ] [ نظرات () ]

ارتباط داشتن با پروردگار من را قادر ساخته است تا در تمام فعالیتهای زندگی ام حضوری قدرتمند داشته باشم. من دیگر کمتر در مورد اهداف, نتایج کارها,پیروزیها, جمع آوری ثروت و مواردی از این قبیل می اندیشم و در مورد آنها احساس نگرانی نمیکنم. من بیشتر هدفم را روی لذت بردن از فعالیتهای زندگی متمرکز می‌نمایم. تقلا و تلاش های مفرط جای خود را به احساس رضایت داده است. 

برعکس گذشته که بسیار احساس نگرانی و اضطراب میکردم هم اکنون دارای یک زندگی طبیعی میباشم که در آن با هر جریانی که پیش می آید هماهنگ هستم.

من به خود یادآوری میکنم که منشأ در همین جا و در لحظه حال حضور دارد نه دیروز و نه فردا. بنابراین با تنظیم و هماهنگ کردن ارتعاشات خود از لحاظ روحانی لذت را فقط در لحظه حال می یابم 

[ دوشنبه ۱٦ تیر ۱۳٩۳ ] [ ٧:۱٥ ‎ب.ظ ] [ خداگونه ] [ نظرات () ]

وقتی در عالم روحانی هستم این واقعیت را درک میکنم که اگر یک چیزی بر طبق خواسته من نباشد ده چیز دیگر وجود دارد که بر وفق مراد من پیش میرود مثلا اگر تلفن همراه من کار نکند به این فکر میکنم که دارای سلامتی هستم، خانواده ام در شرایط خوبی به سر میبرند ، یا به اندازه کافی پول دارم .

با داشتن یک دید روحانی توجه من بطور خودکار از مسائل و مشکلات معطوف به امور مثبت و موضوعاتی میگردد که برای من خوشایند میباشند. در این حالت بجای جذب مشکلات آن چیزی را که در فکرش هستم جذب میکنم. 

دیگر به مشکلات توجهی نمیکنم و در نتیجه آنها را بسوی خود جذب نمی نمایم چرا که آموخته ام باید روی مسائل مثبت زندگی و چیزهایی که با منشأ هماهنگ هستند تمرکز کنم.

[ دوشنبه ۱٦ تیر ۱۳٩۳ ] [ ٤:٤٩ ‎ب.ظ ] [ خداگونه ] [ نظرات () ]

زمانی که من به جای زشتی و گناه در جستجوی نیکی باشم آنرا در همه جا میبینم: در چهره خانم پیری که در جلوی من به آهستگی رانندگی میکند؛ در مرد سالخورده ایکه در فروشگاه به آهستگی پول خود را می شمارد و مرا معطل میکند؛ 

در کودکانی که با سروصدای خود مانع تمرکز حواس من میشوند و .....

معنوی بودن و با خدا بودن نه تنها این واقعیت ها را سخت جلوه نمیدهد بلکه آنها را آسان و قابل قبول میگرداند.

[ دوشنبه ۱٦ تیر ۱۳٩۳ ] [ ٤:٤٠ ‎ب.ظ ] [ خداگونه ] [ نظرات () ]

در لحظات اتصال احساس میکنم که برای ادامه ارتباطم با منشأ ملزم هستم از قضاوت و محکوم کردن دیگران اجتناب نمایم. من رفتار دیگران را مشاهده می‌کنم و هرچند که اعمالشان مایه نفرت و انزجار باشد عشق و محبت خود را نثار آنان مینمایم.

[ دوشنبه ۱٦ تیر ۱۳٩۳ ] [ ٤:۳۳ ‎ب.ظ ] [ خداگونه ] [ نظرات () ]

چون فردا قراره کتاب الهام رو به خواهرجون بدم بخونه تند تند پستای مختلف مینویسم چون بعدا ممکنه فراموش کنم.

به تدریج که معنوی و دارای الهام میشیم متوجه میشیم که دوست داریم بیشتر به دیگران خدمت کنیم و کمتر روی خودمان تمرکز داریم.

چیزی که برای خودم آرزو میکنم حتی بیشتر از آنرا برای دیگران آرزو می نمییم. احساس میکنم گرفتن دست دیگران و آگاهانه به دیگران انگیزه دادن مرا به منشأ هستی بخش نزدیک و نزدیک تر می سازد. گاهی هم متوجه می شوم آنچه که برای دیگران می خواهم در زندگی شخصی خودم نیز ظاهر می شود.

[ دوشنبه ۱٦ تیر ۱۳٩۳ ] [ ٤:٠٠ ‎ب.ظ ] [ خداگونه ] [ نظرات () ]

مشکلاتی که می خواهم حل کنم با ستیز و جدل حل نخواهند شد بلکه با تمرکز من در ادامه ارتباط با منشأ یعنی خداوند برطرف میگردند.

من ذهن خود را به منشأ خود سپرده ام و می دانم که خداوند مرا آفریده است تا مانند او باشم. بنابر این باید همان چیزی باشم که از آن ایجاد شده ام.

[ دوشنبه ۱٦ تیر ۱۳٩۳ ] [ ۳:٢۳ ‎ب.ظ ] [ خداگونه ] [ نظرات () ]

 

در زندگی خود عملا از کلمات مناسبی که به بهبود وضع شما کمک می کنند استفاده نمایید. زمانی که تحت فشار روحی هستید عبارت "بگذار خداوند خدایی کند" جمله بسیار خوب و مناسبی است و می توانید آنرا هر روز چندین بار تکرار کنید. این عبارت را حتی در زمانی که عصبانی یا سرخورده شده اید به کار برید. با بیان مکرر این عبارت از دشواری و سنگینی بار امور رها می گردید و اجازه می دهید تا خداوند کنترل اوضاع را در دست بگیرد و در عوض احساس بی کفایتی برای کنترل اوضاع، شاهد انجام صحیح کارها از سوی منشا خود می گردید. این موضوع را امتحان کنید و بگذارید که خداوند خدایی بکند. با دانستن این که آن دانای مطق را در کنار خود دارید آرام بگیرید. آیا با وجود چنین دوستی جایی برای نگرانی باقی می ماند؟

 

[ دوشنبه ۱٦ تیر ۱۳٩۳ ] [ ۱۱:٥٩ ‎ق.ظ ] [ خداگونه ] [ نظرات () ]

هرزمان که جسمتان به طور غیرمنتظره در معرض یک ضربه قرار میگیرد مانند برخورد کردن برگ درخت به صورتتان یا برخورد پرنده ای به بدنتان یا کوبیده شدن مکرر انگشت پایتان به جایی و یا تماس هایی از این قبیل دقت کنید و ببینید در آن لحظات چه افکاری در سر خود داشتید و آن محرک می توانست حامل چه پیامی برای شما باشد.

(این تیکه ش که نوشته پاتون به جایی میخوره هزاران بار برام پیش اومده و ناخودآگاه بدون دونستن این مطلب حس میکردم یه جای کارم میلنگه)

افکار خود را در آن لحظه بررسی کنید و ببینید آیا میتوانید ربطی بین افکارتان و اتفاقاتی که پیش آمد بیابید.

افکار شما انرژی است و خداوند توسط همراستا کردن خودش با شما به وسیله جلب توجهتان با شما ارتباط برقرار می‌کند تا افکار و اعمالتان را در جهت او تنظیم کنید؛گرچه این اختیار را هم به شما داده که آنرا نادیده بگیرید .

[ شنبه ۱٤ تیر ۱۳٩۳ ] [ ۱٠:٤٤ ‎ب.ظ ] [ خداگونه ] [ نظرات () ]

تصمیمم اینه خداگونه باشم. کتابهایی رو جذب میکم که راجع به این موضوع نوشتن. مثلا این روزها دارم کتاب "الهام، رسالت نهایی شما" از وین دایر رو میخونم. بخشهاییش رو که دوست داشتم اینجا میارم.

ما میتوانیم با خداگونه فکر کردن و خداگونه عمل کردن با خدا مرتبط شویم.به عبارت دیگر انرژی ما توسط سپاسگزار بودن،به فکر دیگران بودن و ارائه آنچه بربی خود میخواهیم به دیگران هماهنگ با خدا میگردد و به این ترتیب به او متصل میشویم.

هرخواسه ای هم که از خدا داریم مثلا ثروت، ازش بخوایم مارو وسیله ای برای نعمت و فراوانی در دستان خودش قرار بده، یعنی نیتمون خدایی باشه.

ما به سادگی باید هرآنچه را که میخواهیم با صفات پروردگارمان در یک خط و مسیر قرار دهیم.

[ جمعه ۱۳ تیر ۱۳٩۳ ] [ ۱٠:٥٥ ‎ق.ظ ] [ خداگونه ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

می خواهم خداگونه زندگی کنم... هرکس این هدفش باشه خداوند هدایتش میکنه. خداوندبرای هر انسانی راهی قرار می ده و برای من کانال گنج حضور راهنماست. امتحانش کنید شاید برای شما هم این کانال راهنما باشد. سایت هم دارد برای افرادی که ماهواره ندارن.
صفحات دیگر
امکانات وب