می خواهم خداگونه باشم...
فهمیدم که برای رهایی از رنج باید خدا گونه شوم... این تصمیم از من نبود و از پروردگارم بود... من از او خواستم راه را نشانم دهد و او نیز به روشهای مختلف با نشان دادن برنامه های مختلف از تلویزیون مثل کانال ماهواره ای و سایت گنج حضور و کتابهای مختلف راهنمایم شد... 
نويسندگان
پيوندهای روزانه

خداحافظ خونه قدیمی... سلام خونه جدید

ایین هفته باید بریم تو خونه جدیدمون. کاغذدیواریهای خوشگل انتخاب کردیم. و کلی کارهای دیگه انجام دادیم که خوشگل بشه.

الان من تو فکر کنکورمم که چیکارکنم که تو این شرایط بتونم درسامو بخونم. مهمتراز همه اینکه لغتهای زبان عمومیو اصلا ابدا کار نکردم و این به نظر من یه ضعف بزرگه و اگه همین ماه شرو نکنم به معنی عدم قبولیه. خدایا یه اراده فولادین بهم بده که بتونم لغتهای سخت و عجیب غریب بخونم.

چرا من یه نفرو پیدانمیکنم حداقل با هم زبان عمومی بخونیم😞

[ شنبه ۱٠ آبان ۱۳٩۳ ] [ ۱۱:٠٦ ‎ق.ظ ] [ خداگونه ] [ نظرات () ]

فهرستی از اشیا مورد علاقه تان که در منزل دارید تهیه کنید

کتابخونه و کتتبهای مورد علاقه م

تبلت

لباسشویی

موبایل

سرویس خواب

تی وی

چایساز

کامپیوتر. و صندلیش

پرده اتاق خوابی که اتاقو تاریک میکنه

موکتهای خوشرنگ

جاروبرقی

اینترنت 

شمع و عود و اسفندی که ازشون استفاده نمیکنم😔

لوازم تزیینی و دکوری

دراور بزرگ که کلی جاداره

 

[ چهارشنبه ٧ آبان ۱۳٩۳ ] [ ٢:۱٥ ‎ب.ظ ] [ خداگونه ] [ نظرات () ]

هویجوری رفتم سراغ کتاب نکات ظریف شاد زیستن

میپرسه چیزایی که دیروز شادم کرده چی بودن؟

اینکه خوب درس خوندم از وقتم نهایت استفاده رو بردم

اینکه سعی خودمو کردم خوشرو و مهربون باشم با بچه های کتابخونه و تا حدی موفق بودم

اینکه شب حس نداشتم ولی یهویی همه چی برگشت به حالت اول در مجاورت عشقم ــ ـ ـ اندهزه ش کم بود ولی همینم یاداوریش شادم میکنه

اینکه با عشقم رفتیم تو کامپیوتر و با هم عکسایی که قبلا سرچ کرده بدیم نگا کردیم و چندتاشو پسندیدیم و عشقم اونارو کشید که مثل اونا باشه کابینتامون

اینکه شب خیلی آروم خوابیدم 

اینکه حموم رفتم و خیلی تمیز شدم

صدای مامانو خواهرجانو از پشت گوشی شنیدم. اینکه غر نزدم از اینکه نتونستن بیان

اینکه تو نمازخونه کتابخونه نماز خوندم

اینکه بدون آرایشم احساس زیبایی میکردم

 

[ چهارشنبه ٧ آبان ۱۳٩۳ ] [ ٢:٠٥ ‎ب.ظ ] [ خداگونه ] [ نظرات () ]

 

زندگیم صبحها که بیدار میشه صبحانه شو از یخچال درمیاره و رو کابینت میذاره و سرپا میخوره و بعدش میره.

یه خوبی که اون داره اینه که خوراکیهای صبحانه رو رو کابینت جامیذاره کهوقتی من بیدار شدم بخورم. تا اینجاش که ساده و معمولی بود. اون کارای دیگه هم میکنه مثلا

بااینکه خودش چای نمیخوره قوری رو برا من روشن میذاره(میتونه این کارو نکنه نه؟)

اگه شیر داشته باشیم بعضی وقتا برا منم میریزه تو استکان و درشو نعلبکی میذاره که فاسد نشه تا من میخورمش(میتونه این کارم نکنه و بذاره بره)

بعضی وقتا نسکافه شو برا من میذاره که یادم باشه بخورم منم میفهمم که اون نسکافه خورده پس منم بخورم

روزای تعطیلم خیلی وقتا از من زودتربیدارمیشه و همه چی آماده س

خب جریان صبحانه رو گفتم که یادم بمونه

الان به ذهنم رسید که بگم خیلی مردها حوصله این کارا رو ندارن 

اگه همسریم این کارا رو نمیکرد من باید فکرمیکردم منو دوس نداره؟ 

یه چیز دیگه

اگه من ازش تشکر نکنم آیا اون به لطفهاش ادامه میده؟ هرگز

اگه بدتر از این منتم سرش بذارم و وظیفش بدونم آیا ادامه میده؟ هرگززززز

قضاوت کار سختیه ولی اینومیخوام بگم که خیلی از ابراز علاقه هایی که از همسرمون نمیبینیم شاید بخاطر خودمون باشه ـ حالا این میتونه شکلهای متفاوتی داشته باشه مثل اینکه خودمونو لایق دوست داشتن ندونیم ـــ قدرشونو ندونیمــــ بی جنبه باشیمــــ فقط عیباشونو ببینیم و بدتر اینکه بهشون بگیمــــ 

در پی تغییرش باشیم به جای اصلاح خودمون

درسی که از برنامه گنج حضور گرفتم و هنوزم کامل بهش نتونستم عمل کنم اینه که در پی تغییر هیچکس نباشم هرکس فقط و فقط میتونه خودشو تغییر بدهـ

ـ

[ شنبه ۳ آبان ۱۳٩۳ ] [ ۱:۱٩ ‎ب.ظ ] [ خداگونه ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

می خواهم خداگونه زندگی کنم... هرکس این هدفش باشه خداوند هدایتش میکنه. خداوندبرای هر انسانی راهی قرار می ده و برای من کانال گنج حضور راهنماست. امتحانش کنید شاید برای شما هم این کانال راهنما باشد. سایت هم دارد برای افرادی که ماهواره ندارن.
صفحات دیگر
امکانات وب