می خواهم خداگونه باشم...
فهمیدم که برای رهایی از رنج باید خدا گونه شوم... این تصمیم از من نبود و از پروردگارم بود... من از او خواستم راه را نشانم دهد و او نیز به روشهای مختلف با نشان دادن برنامه های مختلف از تلویزیون مثل کانال ماهواره ای و سایت گنج حضور و کتابهای مختلف راهنمایم شد... 
نويسندگان
پيوندهای روزانه

 

اینقدر دوستش دارم که حد و حساب نداره...

اینقدر دوستم داره که حد و حساب نداره...

حالا که تازه تصمیم (تصمیم فقط) گرفتیم صاحب نی نی بشیم چقدر بیشتر دوستم داره. انگار که مامان شدم.

من یه راز بزرگ رو تو این مدت کوتاه زندگی مشترک فهمیدم: تا عشق ندی عشق نمی گیری. من اون اوایل خیلی شدیدا خودخواه بودم و قهر قهرو. اونم صبور. تا اینکه از برنامه گنج حضور شنیدم که می گفت اگه می خوای شاد باشی خب شاد باش. دنبال بهانه نباش. کلا حرفای زیادی راجع به همسرداری لابلای حرفای اصلیش که عرفانیه زد که همش می گفت قضاوت نکنین و نورافکن رو روی خودتون بندازین و نه اطرافیانتون. دیگه نمی دونم از کجا اینو یاد گرفتم که باید قبل از اینکه یکی عاشقت باشه باید خودت عاشقش باشی. اگه عشق می خوای باید عشق بدی.

منم اینو تو زندگی خودم پیاده کردم و تا تونستم بهش عشق دادم. عاشق ترش کردم. البته تو این کارم هیچ فیلم و نقشی بازی نکردم ها. دیدگاهم رو هم عوض کردم و تصمیم گرفتم اینقدر بدبین و منفی باف نباشم و بی قید و شرط دوستش داشته باشم.

چه تهمت ها که تو ماههای اول بهش نزدم و خم به ابرو نیاورد. ولی خدا کمکم کرد که بذارم کنار و زندگی کنم.

حالا خوشبختم باهاش. دوستش دارم هر روز بیشتر دوستم داره هر لحظه بیشتر. عمیق عمیق....

[ دوشنبه ۳٠ تیر ۱۳٩۳ ] [ ٩:٢۸ ‎ق.ظ ] [ خداگونه ] [ نظرات () ]

 

همیشه از خدا می خواستم هر وقت صلاح دونست به دلمون بندازه به دل هردومون بندازه که بچه دار شیم. هر وقت می گفتم بهش البته سطحی و نه از ته دلم می گفتم واکنشش مثبت نبود. دوست داشت و البته منم دوست داشتم بیشتر با هم باشیم.

اون روز که تو برنامه ماه عسل کسایی رو نشون داد که بچه های معلول رو به فرزندی قبول کرده بودن از ته ته اعماق دلم بهش گفتم من دلم می خواد بریم و از بهزیستی بگیریم یه دونه... یالله یالله... اونم گفت من این کارو تایید می کنم و خیییییییلی هم دوست دارم اما تواناییشو ندارم... ما باید ببینیم می تونیم بچه خودمونو درست تربیت کنیم و بعدش مسئولیت یکی دیگه رو به عهده بگیریم...

من که تو کتم نمی رفت... رفتم یه سرچی نمودم توی گوگل و دیدم که بله اینقدر شرایطش سخته که نگو.. باید 5 سال از ازدواجتون گذشته باشه و بچه دار نشده باشین.

خلاصه فعلا نظرم برگشته تا اطلاع ثانوی... من سالیان ساله که آرزومه یه بچه یتیم و بی سرپرست رو بیارم خونه و آخرشم این کارو می کنم. ولی خب دیگه فعلا وقتش نیست حتما.

اون گذشت تا دیشب یهویی به دلم اومده بود که کاش نی نی دار شیم. بهش گفتم اونم چیزی نگفت.. گفت فکراتو بکن با درست تداخل پیدا نکنه تو می خوای دکتر شی ها؟

گفتم اول از همه دوست دارم و باید مامان شم...

بازم خلاصه اینکه نتیجه این شد که تصمیم کبری گرفته شد و ما هم قراره به مادر پدرهای دیگه بپیوندیم. حالا ببینیم خدا چی می خواد و کی این اتفاق خواهد افتاد.

دلهره گرفتم برای این کار و از خدا می خوام کمکم کنه مامان خوبی باشم و به رشد و کمال برسم حداقل تا حدی که ته دلم از خودم راضی بشم. از طرفی هم ذوق و شوق دارم که قراره یه اتفاق بزرگ تو زندگیمون بیفته.

التماس دعا و راهنمایی برای مامان خداگونه شدن دارم...

[ شنبه ٢۸ تیر ۱۳٩۳ ] [ ٩:٠۸ ‎ب.ظ ] [ خداگونه ] [ نظرات () ]

 

کتاب زن کامل تموم شد،  یه توفیق اجباری بود که راجع به همسرداری بخونم چون من هدفم فقط خوندن قسمت برنامه ریزیش بود. انسان چقد فراموشکاره... همین تابستون بود که خوندمش ها... اینقد برام جدید بود که نگو.

یه خلاصه ازش بنویسم بد نیست؛

اول از همه میگه که زن کامل زنیه که منظمه و از وقتش استفاده صحیح میکنه... (من بعضی وقتا خیلی با برنامه ام و بعدش بی نظم میشم و این چرخه ادامه داره.. ولی همینم دوس دارم.. مهم اینه که بی برنامه بودنم همیشگی نیست...)

 

2. شوهرتان را همانگونه که هست بپذیرید... اینقد دنبال عیبای شوهرمون نباشیم. مگه خودمون بی نقصیم

3.به علایق شوهر توجه و سازگاری نشون بدیم.خواه این علاقه به سالاد باشد و روابطجنسی و خواه ورزش. به شیوه زندگی او عادت کنیم.

4.نیاز مهم مرد تحسینه و پذیرش. خدا رو شکر اینو رعایت میکنم و خیلی رو خوبیاش زوم میکنم و بهشم میگم که عااااااشق این اخلاقاتم....

5.وقتی باهاتون صحبت میکنه سراپا گوش باشین و بذارین اینو متوجه بشه که خیلی بهش اهمیت میدین. حرفاشم قطع نکنین. 

6.قدرشناس باشیم و به روشهای مختلف اونو نشون بدیم.

7.سرووضعمونو آراسته کنیم براش..من جدیدا هر روز حموم میرم و عشقم خیلی اینو دوس داره. 

8.یه چیز خیلیرقشنگ هم آخرش میگه و اون اینکه : 

به تغییر و دگرگونی ظاهری زندگی تان بسنده نکنید بلکه با کسی که به شما زندگی میدهد ارتباط برقرار کنید. 

اینجاش خیلی مهمه چون آرامش و خوشبختی بدون دوستی و ارتباط با خدا اصلا وجود نخواهد داشت.

 

اینم اضافه کنم که اینا که من نوشتم خیلی خلاصه س. حتما کتابو بخونین سالی حداقل دو بار!

[ پنجشنبه ٢٦ تیر ۱۳٩۳ ] [ ۱٠:٠۸ ‎ب.ظ ] [ خداگونه ] [ نظرات () ]

دیروز بعد از کلاسم جناب همسر جانم اومد دنبالم گفت میخوام بریم فلان جا که مرکز خریده بذاریم امروز یا فردا بعدازظهر؟ گفتم فردا زودتر برمیگردم خیلی گرمه الان بریم. اولش نیفتاد ولی بعدش یادم اومد که تولدمه و میخواد برام یه چیزی بگیره. 

خلاصه رفتیم و گفت بریم پایین خودم یه چیزی پسندیدم میخوام ببینم نظر تو چیه؟ منم گفتم وااااااااااااای پایین که جای طلا ملاس! رفتیم پایین و یه عالمه گشتیم و نتیجه شد سه تا النگوی خوشگل. بعدا اگه تونستم عکسشو میذارم. خیلی خوشحالم کرد. ازش ممنونم از ته دلم.

-------------

داریم خونه مونو میفروشیم که یه خونه نزدیک مامان اینا بگیریم. ایشالله که همه چی به خیر و خوشی اتفاق بیفته. دوس دارم از نزدیک به مامان برسم بیشتر بهش نزدیک شم. سعی میکنم اگه بداخلاق میشه تحمل کنم. میدونم خدا جواب صبرمو میده. البته آدم بداخلاقی نیست ولی خب دیگه به نظرم اکثر مادرا یه جورایی ضد حالن شاید بخاطر اختلاف نسل... اون روزایی که صبر میکنم و الکی حرفاشو تایید میکنم و در عمل کاری که خودم میدونم درسته انجام میدم. 

خدای مهربون دوست داره با بنده هاش حتی بدترینشون مهربون باشیم تا چه رسد به مقام مادر....

[ سه‌شنبه ٢٤ تیر ۱۳٩۳ ] [ ٧:٢٤ ‎ب.ظ ] [ خداگونه ] [ نظرات () ]

 

زمانی که با خدا ارتباط برقرار می کنید با آگاهی به این مطلب که او در نزد شما حاضر است و صدای شما را می شنود و آماده است همراه شما وارد عمل شود این کار را انجام دهید.

[ یکشنبه ٢٢ تیر ۱۳٩۳ ] [ ۱٢:٤۸ ‎ب.ظ ] [ خداگونه ] [ نظرات () ]

 

خدا همیشه حضور داره ولی ما بهش اجازه نمیدیم کارامونو ردیف کنه. با تکروی و احساس بزرگی و بی نیازی به منشأ مثلا میخوایم خودمون همه کارامونو بیش ببریم. ادعامون میشه که همه راه و چاهو بلدیم. فکر میکنیم خدا مال روزای سختی و بدبختیه... فقط وقتی گرفتار میشیم طرفش میریم غافل از اینکه اگه هر لحظه حسش کنیم و آروم و درونی باهاش ارتباط برقرار کنیم و باهاش حرف بزنیم دچار هیچ مشکلی نمیشیم...

اگه از اعماق وجود بهش ایمان بیاریم و فقط به خودش تکیه کنیم اون ده برابر جلو میاد... قربونش برم خودش تو قرآنش گفته....

[ پنجشنبه ۱٩ تیر ۱۳٩۳ ] [ ۱٠:٢٩ ‎ب.ظ ] [ خداگونه ] [ نظرات () ]

 

 

 تو سایت تبیان برنامه غذایی گذاشته و پیشنهادای خوبی داده برای ماه رمضان که افطار و سحر چی بخوریم.

http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=176133

 

 

 

 

[ چهارشنبه ۱۸ تیر ۱۳٩۳ ] [ ۱٢:٤۱ ‎ب.ظ ] [ خداگونه ] [ نظرات () ]

من لزومی نمی بینم هر شخص و هر چیزی را که با آن مواجه میشوم و یا درباره اش مطلبی میخوانم تغییر دهم. هر زمان که وسوسه میشوم این کار را انجام دهم مچ خود را میگیرم و به خود یادآوری میکنم که باید خداگونه رفتار کنم.

من در آن لحظه با تغییر انرژی در درون خود معنوی تر رفتار مینمایم.

[ دوشنبه ۱٦ تیر ۱۳٩۳ ] [ ٧:٢٦ ‎ب.ظ ] [ خداگونه ] [ نظرات () ]

ارتباط داشتن با پروردگار من را قادر ساخته است تا در تمام فعالیتهای زندگی ام حضوری قدرتمند داشته باشم. من دیگر کمتر در مورد اهداف, نتایج کارها,پیروزیها, جمع آوری ثروت و مواردی از این قبیل می اندیشم و در مورد آنها احساس نگرانی نمیکنم. من بیشتر هدفم را روی لذت بردن از فعالیتهای زندگی متمرکز می‌نمایم. تقلا و تلاش های مفرط جای خود را به احساس رضایت داده است. 

برعکس گذشته که بسیار احساس نگرانی و اضطراب میکردم هم اکنون دارای یک زندگی طبیعی میباشم که در آن با هر جریانی که پیش می آید هماهنگ هستم.

من به خود یادآوری میکنم که منشأ در همین جا و در لحظه حال حضور دارد نه دیروز و نه فردا. بنابراین با تنظیم و هماهنگ کردن ارتعاشات خود از لحاظ روحانی لذت را فقط در لحظه حال می یابم 

[ دوشنبه ۱٦ تیر ۱۳٩۳ ] [ ٧:۱٥ ‎ب.ظ ] [ خداگونه ] [ نظرات () ]

وقتی در عالم روحانی هستم این واقعیت را درک میکنم که اگر یک چیزی بر طبق خواسته من نباشد ده چیز دیگر وجود دارد که بر وفق مراد من پیش میرود مثلا اگر تلفن همراه من کار نکند به این فکر میکنم که دارای سلامتی هستم، خانواده ام در شرایط خوبی به سر میبرند ، یا به اندازه کافی پول دارم .

با داشتن یک دید روحانی توجه من بطور خودکار از مسائل و مشکلات معطوف به امور مثبت و موضوعاتی میگردد که برای من خوشایند میباشند. در این حالت بجای جذب مشکلات آن چیزی را که در فکرش هستم جذب میکنم. 

دیگر به مشکلات توجهی نمیکنم و در نتیجه آنها را بسوی خود جذب نمی نمایم چرا که آموخته ام باید روی مسائل مثبت زندگی و چیزهایی که با منشأ هماهنگ هستند تمرکز کنم.

[ دوشنبه ۱٦ تیر ۱۳٩۳ ] [ ٤:٤٩ ‎ب.ظ ] [ خداگونه ] [ نظرات () ]

زمانی که من به جای زشتی و گناه در جستجوی نیکی باشم آنرا در همه جا میبینم: در چهره خانم پیری که در جلوی من به آهستگی رانندگی میکند؛ در مرد سالخورده ایکه در فروشگاه به آهستگی پول خود را می شمارد و مرا معطل میکند؛ 

در کودکانی که با سروصدای خود مانع تمرکز حواس من میشوند و .....

معنوی بودن و با خدا بودن نه تنها این واقعیت ها را سخت جلوه نمیدهد بلکه آنها را آسان و قابل قبول میگرداند.

[ دوشنبه ۱٦ تیر ۱۳٩۳ ] [ ٤:٤٠ ‎ب.ظ ] [ خداگونه ] [ نظرات () ]

در لحظات اتصال احساس میکنم که برای ادامه ارتباطم با منشأ ملزم هستم از قضاوت و محکوم کردن دیگران اجتناب نمایم. من رفتار دیگران را مشاهده می‌کنم و هرچند که اعمالشان مایه نفرت و انزجار باشد عشق و محبت خود را نثار آنان مینمایم.

[ دوشنبه ۱٦ تیر ۱۳٩۳ ] [ ٤:۳۳ ‎ب.ظ ] [ خداگونه ] [ نظرات () ]

چون فردا قراره کتاب الهام رو به خواهرجون بدم بخونه تند تند پستای مختلف مینویسم چون بعدا ممکنه فراموش کنم.

به تدریج که معنوی و دارای الهام میشیم متوجه میشیم که دوست داریم بیشتر به دیگران خدمت کنیم و کمتر روی خودمان تمرکز داریم.

چیزی که برای خودم آرزو میکنم حتی بیشتر از آنرا برای دیگران آرزو می نمییم. احساس میکنم گرفتن دست دیگران و آگاهانه به دیگران انگیزه دادن مرا به منشأ هستی بخش نزدیک و نزدیک تر می سازد. گاهی هم متوجه می شوم آنچه که برای دیگران می خواهم در زندگی شخصی خودم نیز ظاهر می شود.

[ دوشنبه ۱٦ تیر ۱۳٩۳ ] [ ٤:٠٠ ‎ب.ظ ] [ خداگونه ] [ نظرات () ]
ای‌ن پست رو قبلا نوشته بودم که حواسم نبود و حذفش کردم و با هزار تلاش برش گردوندم
 
[ شنبه ۱۴ تیر ۱۳٩۳ ] [ ۱٠:۴۴ ‎ب.ظ ] برنامه نوشتن میتونه باعث آرامش بشه. دارم کتاب "زن کامل" رو میخونم راجع به برنامه ریزی تو زندگی نوشته. 
هر روز یه برگه یادداشت برداریم و توش بنویسیم هرکاری رو که فردا میخوایم انجام بدیم. مرحله بعد اولویت بندی کردن اون لیست کارهاییه که نوشتیم. اولین کاری که فردا انجام میدیم شماره یکه و بعد از انجامش جلوش تیک میزنیم یا روش خط میکشیم. اینقدر جلو میریم که به شماره های آخر برسیم. اگه نتونستیم تمام کارهایی که لیست کردیم انجام بدیم اصلا مهم نیست چون حداقل مهم ترین کارها رو انجام دادیم.
راز موفقیت توزندگی انجام پی در پی این روشه.
توی لیست همه کارها رو بنویسیم مثل زمانی برای استراحت ...درست کردن ناخن ها...چرت زدن و...
کارهای خسته کننده رواول انجام بدیم اول صبح که سرحال تریم.
پس از اول صبح با کار شماره یک شروع میکنیم و تا وقتی تموم نشده سراغ کار شماره دو نمیریم.
این کارو میشه توی تقویم یا سررسید هم انجام داد
ادامه در پست بعد....
ه‌
[ دوشنبه ۱٦ تیر ۱۳٩۳ ] [ ۳:٥٠ ‎ب.ظ ] [ خداگونه ] [ نظرات () ]

مشکلاتی که می خواهم حل کنم با ستیز و جدل حل نخواهند شد بلکه با تمرکز من در ادامه ارتباط با منشأ یعنی خداوند برطرف میگردند.

من ذهن خود را به منشأ خود سپرده ام و می دانم که خداوند مرا آفریده است تا مانند او باشم. بنابر این باید همان چیزی باشم که از آن ایجاد شده ام.

[ دوشنبه ۱٦ تیر ۱۳٩۳ ] [ ۳:٢۳ ‎ب.ظ ] [ خداگونه ] [ نظرات () ]

 

در زندگی خود عملا از کلمات مناسبی که به بهبود وضع شما کمک می کنند استفاده نمایید. زمانی که تحت فشار روحی هستید عبارت "بگذار خداوند خدایی کند" جمله بسیار خوب و مناسبی است و می توانید آنرا هر روز چندین بار تکرار کنید. این عبارت را حتی در زمانی که عصبانی یا سرخورده شده اید به کار برید. با بیان مکرر این عبارت از دشواری و سنگینی بار امور رها می گردید و اجازه می دهید تا خداوند کنترل اوضاع را در دست بگیرد و در عوض احساس بی کفایتی برای کنترل اوضاع، شاهد انجام صحیح کارها از سوی منشا خود می گردید. این موضوع را امتحان کنید و بگذارید که خداوند خدایی بکند. با دانستن این که آن دانای مطق را در کنار خود دارید آرام بگیرید. آیا با وجود چنین دوستی جایی برای نگرانی باقی می ماند؟

 

[ دوشنبه ۱٦ تیر ۱۳٩۳ ] [ ۱۱:٥٩ ‎ق.ظ ] [ خداگونه ] [ نظرات () ]

هرزمان که جسمتان به طور غیرمنتظره در معرض یک ضربه قرار میگیرد مانند برخورد کردن برگ درخت به صورتتان یا برخورد پرنده ای به بدنتان یا کوبیده شدن مکرر انگشت پایتان به جایی و یا تماس هایی از این قبیل دقت کنید و ببینید در آن لحظات چه افکاری در سر خود داشتید و آن محرک می توانست حامل چه پیامی برای شما باشد.

(این تیکه ش که نوشته پاتون به جایی میخوره هزاران بار برام پیش اومده و ناخودآگاه بدون دونستن این مطلب حس میکردم یه جای کارم میلنگه)

افکار خود را در آن لحظه بررسی کنید و ببینید آیا میتوانید ربطی بین افکارتان و اتفاقاتی که پیش آمد بیابید.

افکار شما انرژی است و خداوند توسط همراستا کردن خودش با شما به وسیله جلب توجهتان با شما ارتباط برقرار می‌کند تا افکار و اعمالتان را در جهت او تنظیم کنید؛گرچه این اختیار را هم به شما داده که آنرا نادیده بگیرید .

[ شنبه ۱٤ تیر ۱۳٩۳ ] [ ۱٠:٤٤ ‎ب.ظ ] [ خداگونه ] [ نظرات () ]

همیشه اتفاقات خوب و بد غیر مترقبه وجود دارن که برنامه مونو تغییر بدن. از اینکه اختلالی در برنامه پیش بیاد نترسیم. سعی کنیم آروم باشیم. انعطاف پذیر. باشیم.

این برنامه ما رو منظم تر و فعال تر میکنه.

این نظم و برنامه داشتن میتونه همسر ما رو هم تحت تأثیر قرار بده چون تموم مرد ها از نظم و ترتیب خوششون میاد.

[ شنبه ۱٤ تیر ۱۳٩۳ ] [ ۳:٢۸ ‎ب.ظ ] [ خداگونه ] [ نظرات () ]

تصمیمم اینه خداگونه باشم. کتابهایی رو جذب میکم که راجع به این موضوع نوشتن. مثلا این روزها دارم کتاب "الهام، رسالت نهایی شما" از وین دایر رو میخونم. بخشهاییش رو که دوست داشتم اینجا میارم.

ما میتوانیم با خداگونه فکر کردن و خداگونه عمل کردن با خدا مرتبط شویم.به عبارت دیگر انرژی ما توسط سپاسگزار بودن،به فکر دیگران بودن و ارائه آنچه بربی خود میخواهیم به دیگران هماهنگ با خدا میگردد و به این ترتیب به او متصل میشویم.

هرخواسه ای هم که از خدا داریم مثلا ثروت، ازش بخوایم مارو وسیله ای برای نعمت و فراوانی در دستان خودش قرار بده، یعنی نیتمون خدایی باشه.

ما به سادگی باید هرآنچه را که میخواهیم با صفات پروردگارمان در یک خط و مسیر قرار دهیم.

[ جمعه ۱۳ تیر ۱۳٩۳ ] [ ۱٠:٥٥ ‎ق.ظ ] [ خداگونه ] [ نظرات () ]

 

برای کسب آرامش باید خداگونه بود وگرنه راهی دیگه وجود نداره.

برای کسب آرامش باید برای دیگران هم آرزوشو کرد.

تو پرانتز بگم مطالبی که می نویسم اصلا و ابدا مال خودم نیست. همه شو از کتابهای مختلف یاد می گیرم.

خداوندا به همه آرامش بده به من هم آرامش بده. خدایا منو مایه آرامش هر انسانی که باهاش برخورد می کنم قرار بده. خدایا کمک کن من و همسر جان مایه آرامش همدیگه باشیم. خدایا به قلبم بیا.

[ پنجشنبه ۱٢ تیر ۱۳٩۳ ] [ ٥:٠٩ ‎ب.ظ ] [ خداگونه ] [ نظرات () ]

بهترین راه برای خداگونه شدن سکوته. هم اینکه سکوت زبانی رو رعایت کنیم و هم اینکه ذهنمونو آروم کنیم. این کار برای ما که یه عمر فقط تو ذهن زندگی کردیم حقیقتا سخته.

در طول روز سعیمو میکنم ذهنمو آروم کنم، به حال فکر کنم، نه به گذشته برم و نه به آینده. احساس آرامش خدایی میکنم اون لحظه سکوت ذهن. خدا رو تنها اون موقع اس که حسش میکنم در اعماق قلبم. پس باید هر لحظه مراقب ذهنم باشم و اجازه ندم حواسش پرت بشه و شلوغ پلوغ بشه.

خدای مهربانم کمکم کن بتونم بر ذهنم مسلط بشم. 

[ چهارشنبه ۱۱ تیر ۱۳٩۳ ] [ ۱:٠٩ ‎ب.ظ ] [ خداگونه ] [ نظرات () ]

خیلی سخته این مسیری که انتخاب کردم. هر لحظه باید حواست جمع باشه و فراموش نکنی تصمیمت رو.

امروز سعی خودمو کردم خوب باشم. سعی میکردم به حرف مادر اینا گوش کنم و شنونده خوبی باشم. میخوام مثل خدا باحوصله باشم و شنونده خوبیذباشم نه اینکه تند تند فقط خودم حرف بزنم و بپرم تو حرف دیگران و اجازه ندم دیگران صحبتشونو تموم کنن. این از خداگونگی به دوره. خدا با صبروحوصله به حرفامون گوش میده.

[ سه‌شنبه ۱٠ تیر ۱۳٩۳ ] [ ٦:۳٥ ‎ب.ظ ] [ خداگونه ] [ نظرات () ]

با یاد خدای مهربان شروع می کنم. این همه تعلل بعد از ساختن این وبلاگ بخاطر این بود که واقعا نمی دونستم چی بنویسم که در شان نام وبلاگ و نام انتخابی برای خودم باشه.

آخرش گفتم تو که در مسیر خداگونه شدن هستی بنویس و از جایی شروع کن. قراره تو این وبلاگ ثبت کنم کارهایی که انجام می دم و چیزایی که یاد می گیرم در مسیر خداگونه شدن.

من بزرگ شدم من قبلا توی وبلاگ دیگه می نوشتم که احساس کردم دیگه دوست دارم سطح وبلاگم بالاتر بره. شاید روزی هم برسه که این وبلاگ رو هم ترک کنم و به یه پله بالاتر برم و دیگه اینجا رو دوست نداشته باشم.

به هر حال امیدوارم که هر لحظه با خدا دوست تر باشم و خداگونه تر باشم.

دوست دارم دوستان خوبی پیدا کنم که همراهم باشن و ازشون یاد بگیرم و تجاربمونو به همدیگه بگیم.

آغاز نوشتن در این وبلاگ که مصادف با دوم رمضانه به فال نیک می گیرم و از خدای مهربان خواستارم که هرلحظه بهم آرامش بده با درک حضورش در کنارم.

بسم الله

[ دوشنبه ٩ تیر ۱۳٩۳ ] [ ٤:۳۳ ‎ب.ظ ] [ خداگونه ] [ نظرات () ]
بنام خدا

كاربر گرامي

با سلام و احترام

پيوستن شما را به خانواده بزرگ وبلاگنويسان فارسي خوش آمد ميگوييم.
شما ميتوانيد براي آشنايي بيشتر با خدمات سايت به آدرس هاي زير مراجعه كنيد:

http://help.persianblog.ir براي راهنمايي و آموزش
http://news.persianblog.ir اخبار سايت براي اطلاع از
http://fans.persianblog.ir براي همكاري داوطلبانه در وبلاگستان

در صورت بروز هر گونه مشكل در استفاده از خدمات سايت ميتوانيد با پست الكترونيكي :
support[at]persianblog.ir

و در صورت مشاهده تخلف با آدرس الكترونيكي
abuse[at]persianblog.ir
تماس حاصل فرماييد.

با تشكر

مدير گروه سايتهاي پرشين بلاگ
مهدي بوترابي

http://ariagostar.com
[ سه‌شنبه ۳ تیر ۱۳٩۳ ] [ ۱٢:٠٥ ‎ب.ظ ] [ پرشین بلاگ ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

می خواهم خداگونه زندگی کنم... هرکس این هدفش باشه خداوند هدایتش میکنه. خداوندبرای هر انسانی راهی قرار می ده و برای من کانال گنج حضور راهنماست. امتحانش کنید شاید برای شما هم این کانال راهنما باشد. سایت هم دارد برای افرادی که ماهواره ندارن.
صفحات دیگر
امکانات وب